من دستان خود را نمی شستم و گوسفند نمی شوم

روزگاری که به آن عادت کرده ایم...- من دستان خود را نمی شستم و گوسفند نمی شوم ,و من در حراج رسوايي و هوس. گم كرده ام خود را و نگاهم را و قلبم را. مي داني ، مهمانخانه قلبم هر روز. ميزبان مسافري تازه ، بي هيچ شوقي. و هنوز عكس تو بر قاب خاطره ام. ياد آور نفرتي ديرين. . .بهناز جعفری: در روز های قرنطینه تمام آجرهای خانه ام را شستمهمه چیز در این مدت لایروبی شد و می توانم بگویم در این ایام متوجه گذشت شبانه روز نمی شوم. این بازیگر یادآور شد: خود من شخصا به این قرنطینه احتیاج داشتم و از گفتن این موضوع هم شرم نمی کنم.



بهناز جعفری: در روز های قرنطینه تمام آجرهای خانه ام را شستم

همه چیز در این مدت لایروبی شد و می توانم بگویم در این ایام متوجه گذشت شبانه روز نمی شوم. این بازیگر یادآور شد: خود من شخصا به این قرنطینه احتیاج داشتم و از گفتن این موضوع هم شرم نمی کنم.

روزگاری که به آن عادت کرده ایم...

و من در حراج رسوايي و هوس. گم كرده ام خود را و نگاهم را و قلبم را. مي داني ، مهمانخانه قلبم هر روز. ميزبان مسافري تازه ، بي هيچ شوقي. و هنوز عكس تو بر قاب خاطره ام. ياد آور نفرتي ديرين. . .

روزگاری که به آن عادت کرده ایم...

و من در حراج رسوايي و هوس. گم كرده ام خود را و نگاهم را و قلبم را. مي داني ، مهمانخانه قلبم هر روز. ميزبان مسافري تازه ، بي هيچ شوقي. و هنوز عكس تو بر قاب خاطره ام. ياد آور نفرتي ديرين. . .

بهناز جعفری: در روز های قرنطینه تمام آجرهای خانه ام را شستم

همه چیز در این مدت لایروبی شد و می توانم بگویم در این ایام متوجه گذشت شبانه روز نمی شوم. این بازیگر یادآور شد: خود من شخصا به این قرنطینه احتیاج داشتم و از گفتن این موضوع هم شرم نمی کنم.

روزگاری که به آن عادت کرده ایم...

و من در حراج رسوايي و هوس. گم كرده ام خود را و نگاهم را و قلبم را. مي داني ، مهمانخانه قلبم هر روز. ميزبان مسافري تازه ، بي هيچ شوقي. و هنوز عكس تو بر قاب خاطره ام. ياد آور نفرتي ديرين. . .

بهناز جعفری: در روز های قرنطینه تمام آجرهای خانه ام را شستم

همه چیز در این مدت لایروبی شد و می توانم بگویم در این ایام متوجه گذشت شبانه روز نمی شوم. این بازیگر یادآور شد: خود من شخصا به این قرنطینه احتیاج داشتم و از گفتن این موضوع هم شرم نمی کنم.

بهناز جعفری: در روز های قرنطینه تمام آجرهای خانه ام را شستم

همه چیز در این مدت لایروبی شد و می توانم بگویم در این ایام متوجه گذشت شبانه روز نمی شوم. این بازیگر یادآور شد: خود من شخصا به این قرنطینه احتیاج داشتم و از گفتن این موضوع هم شرم نمی کنم.

روزگاری که به آن عادت کرده ایم...

و من در حراج رسوايي و هوس. گم كرده ام خود را و نگاهم را و قلبم را. مي داني ، مهمانخانه قلبم هر روز. ميزبان مسافري تازه ، بي هيچ شوقي. و هنوز عكس تو بر قاب خاطره ام. ياد آور نفرتي ديرين. . .